10 تا جوجه!
یک کتاب زیبا از منوچهر احترامی و تصویرگری کیانوش لطیفی
انتشارات هنرور
چاپ پنجم_ ۱۳۸۷
ده تا جوجه رفتن تو کوچه
یکی شون دوید دنبال دونه
نه تای دیگه باقی می مونه
از نه تا جوجه
یکی شون اومد، پیش مرغابی
_ مرغابی شب ها کجا می خوابی
اگر بشمری دونه به دونه
هشت تای دیگه باقی می مونه
…
از سه تا جوجه
یکی شون اومد نزدیم بزی
_ حالت چطوره، آی خاله قزی؟
توی چمن و شبدر و پونه
دوتای دیگه باقی میمونه
…
جوجه تنها، رفت تو انباری
گفت: آقا اسبه!
از تو انباری خبری داری؟
اسبه گفت: آره
نه تا جوجه توپول و مپل توی انباره
جوجه ها همه بیرون اومدن
حالا دوباره ده تا شدن.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


10 تا جوجه! 
